فضای مجازی و دنیای دیجیتال امروزه دنیا را در برگرفته و كودك و بزرگسال نمیشناسد؛ لذا مدیریت استفاده و حضور كودكان در این فضا نیازمند دانش فضای مجازی والدین دارد تا بتوانند غواص خوبی در هنگام غرق شدن كودكان و نوجوانان در این دنیای بی و سرو ته باشند.
فضای مجازی و دنیای دیجیتال و هوش مصنوعی امروزه بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم شده است؛ از كودكان تازه به راه افتاده تا سالمند جملگی با این وسیله ارتباطی خو گرفته اند و وسیله سرگرمی همگان شده است.
كودكان در فضای مجازی بی آنكه قدرت تجزیه و تحلیل مطالب دیداری و شنیداری را داشته باشند مدام در حال تاثیر پذیری هستند و بمباران اطلاعات و داده های عجیب و غریب نه تنها كودكان بلكه بسیاری از بزرگسالان را نیز مسخ كرده و توان تحلیل و راستی آزمایی را از آنها سلب می كند.
مغز كودكان به دلیل جوان بودن و در مسیر تكامل قرار داشتن آسیب پذیری بیشتری دارد و سرگرمی و پرسه زدن مداوم در دنیای دیجیتال و مجازی می تواند اثرات روحی و روانی مختلفی همچون بیش فعالی و عدم تمركز و دقت را به دنبال داشته باشد.
نجمه خسروانمهر روانشناس اظهار كرد: در دهههای گذشته زندگی دیجیتال به زندگی ما وارد شد، اما كودكان نسل زد یا آلفا از ابتدا وارد «شهر دیجیتال» میشوند و در واقع از همان ابتدا یك شهروند دیجیتال محسوب میشوند؛ بنابراین نگاه آنها به فناوری با نگاه نسلهای قبلی كاملاً متفاوت است.
وی یادآور شد: نسلهای قدیمیتر استفاده از تلفن همراه را یك امتیاز میدانستند، اما كودك امروز استفاده از گوشی موبایل و فناوریهای نوین را حق طبیعی خود و بخشی از زندگی روزمره تلقی میكند و این موضوع چالشهای جدیدی را در حوزه فرزندپروری ایجاد كرده است.
این روانشناس بالینی با بیان اینكه بروز اتفاقاتی مانند همهگیری كووید‑19، شرایط جنگی، تعطیلی مدارس و در نتیجه كاهش تعاملات حضوری، موجب افزایش استفاده از فناوریهای دیجیتال شده، ادامه داد: نخستین موضوعی كه هنگام صحبت از زندگی دیجیتال به ذهن میرسد، مسئله «اعتیادهای آنلاین» است؛ بهطوری كه فرد استفاده افراطی از پلتفرمها پیدا میكند و نوعی وابستگی در او شكل میگیرد.
اعتیاد دیجیتال و سازوكار پاداش در مغز
وی گفت: این وابستگی میتواند طیف گستردهای از سنین و شیوههای استفاده را دربر گیرد؛ از كودكان 4 تا 5 ساله كه به استفاده از گوشی وابسته میشوند تا دانشجویانی كه در زندگی آكادمیك خود به هوش مصنوعی وابستگی پیدا میكنند.
این روانشناس بالینی افزود: مكانیزم شكلگیری اعتیاد به فناوریهای دیجیتال و اعتیادهای رفتاری مشابه مكانیزم اعتیاد به مواد است؛ در این حالت همان مراكز مغزی مانند سیستم لیمبیك و مراكز پاداش مغز درگیر میشوند.
پاداشهای فوری در بازیهای دیجیتال
وی ادامه داد: در بازیهای آنلاین، رسیدن به مراحل بالاتر یا دریافت لایك در شبكههای اجتماعی نوعی پاداش محسوب میشود و میتواند به طور موقت هیجانات منفی، اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی را كاهش دهد.
خسروانمهر گفت: بر اساس نظریههای رفتاری و شناختی، افراد زمانی یك رفتار را تكرار میكنند كه برای آنها پاداشدهنده باشد یا آنها را از یك محرك آزاردهنده دور كند؛ در این حالت گفته میشود فرد «تقویت منفی» دریافت كرده و همین امر باعث تداوم رفتار میشود.
وی یادآور شد: در بازیهای رایانهای و آنلاین، نوع پاداش برای كودكان نسل امروز با نسلهای پیشین متفاوت است؛ زیرا پاداش در شبكههای اجتماعی و بازیهای موبایلی بسیار سریع و آنی دریافت میشود و كودك ناكامی كمتری را تجربه میكند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران افزود: در بازیهای حضوری ممكن است كودك طرد شود، ببازد، مورد پذیرش دوستان قرار نگیرد یا با دیگران دچار قهر و دعوا شود. همچنین اگر مهارتهای حل مسئله و ارتباطی كافی نداشته باشد، ممكن است به پاداش مورد انتظار نرسد.
وی گفت: اما در بازیهای دیجیتال، علاوه بر محركهای صوتی و تصویری كه برای مغز كودك پاداشدهنده است، كودك همان لحظه امتیاز میگیرد و به مرحله بالاتر میرود. در نتیجه ممكن است در زندگی واقعی، در صورت مواجهه با شكست، تحمل ناكامی كمتری داشته باشد.
مقایسه اجتماعی و تغییر تصویر بدنی
این روانشناس بالینی ادامه داد: مسئله مهم دیگر «مقایسههای اجتماعی» است كه در میان نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان تأثیرات مخربی دارد. افراد در شبكههایی مانند یوتیوب، تیكتاك و اینستاگرام خود را با دیگران و سبكهای زندگی مختلف مقایسه میكنند و بهتدریج هنجارهای اجتماعی جدیدی شكل میگیرد.
وی افزود: یكی از پیامدهای این روند، تغییر در «تصویر بدنی» نوجوانان است؛ بهگونهای كه نوجوان احساس میكند برای پذیرفته شدن در جامعه باید ظاهر یا استایل خاصی داشته باشد و همین موضوع میتواند به افزایش اختلالات خوردن در نوجوانان و حتی بزرگسالان منجر شود.
خسروانمهر تأكید كرد: دوره نوجوانی و اوایل بزرگسالی زمان هویتیابی است و زمانی كه فرد احساس كند با الگوهای مورد پذیرش فاصله دارد، فشار روانی بیشتری را تجربه میكند.
وی یادآور شد: فناوریهای دیجیتال در كنار چالشها، مزایایی نیز دارند و میتوانند به شكلگیری شبكههای حمایتی و گروههای دوستی كمك كنند؛ با این حال، در بسیاری از موارد فشار، استرس و اضطراب ناشی از آنها بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
نقش خانواده در مدیریت زندگی دیجیتال
این استاد دانشگاه علوم پزشكی ایران با اشاره به ضرورت مدیریت استفاده از فناوری گفت: سنگ بنای این موضوع در خانواده گذاشته میشود و از سالهای ابتدایی باید قوانینی مشخص در خانواده شكل بگیرد؛ برای مثال كودك تنها در ساعات مشخصی از پلتفرمها استفاده كند یا اجازه نصب برخی برنامهها را داشته باشد.
خسروانمهر افزود: نكته دوم این است كه والدین باید دانش خود را درباره شبكههای اجتماعی و بازیهای آنلاین افزایش دهند. آنها نباید بگویند «ما نمیدانیم». همانطور كه هنگام تغییر محل زندگی، محیط جدید، پاركها و فضاهای امن را شناسایی میكنیم، لازم است محیط آنلاین را نیز بشناسیم و با نحوه كار شبكههای اجتماعی آشنا باشیم.
وی ادامه داد: اگر كودك وارد فضایی شود كه والدین هیچ شناختی از آن ندارند، در نهایت حرفشنوی كمتری از آنها خواهد داشت؛ بنابراین افزایش سواد رسانهای و سواد دیجیتال برای والدین ضروری است.
آموزش تفكر انتقادی به كودكان
این روانشناس بالینی گفت: نكته سوم این است كه نباید صرفاً كودك را محدود كرد؛ بلكه باید تفكر نقادانه و پرسشگرانه را به او آموزش داد. برای مثال وقتی كودكی مطلبی در فضای مجازی میبیند، میتوان از او پرسید منبع آن چیست و آیا منطقی به نظر میرسد.
وی افزود: همچنین اگر نوجوان قصد انتشار مطلبی را دارد، میتوان از او پرسید اگر اعضای خانواده یا دوستان این پست را ببینند چه برداشتی خواهند داشت و آیا ممكن است باعث رنجش كسی شود.
خسروانمهر تأكید كرد: همانگونه كه آداب معاشرت در دنیای واقعی به كودكان آموزش داده میشود، باید آداب تعامل در فضای آنلاین نیز آموزش داده شود؛ اینكه با چه كسانی تعامل كنند، به چه پیامهایی پاسخ دهند و چگونه از حریم شخصی خود محافظت كنند. البته با افزایش سن كودك میتوان مدیریت زندگی دیجیتال را بیشتر به خود او سپرد، اما نظارت غیرمستقیم والدین همچنان ضروری است.