این گزارش لزوم یا عدم لزوم مذاكره در شرایط كنونی كشور به علل به وجود آمدن این جنگ و چگونگی خروج از این شرایط میپردازد.
به گزارش روابط عمومی رادیو سلامت، اكثر كارشناسان متفقالقول هستند كه جنگ كنونی ما با آمریكا و اسرائیل برای هر دو طرف یك جنگ وجودی است. جنگی كه فقط یك برنده میتواند داشته باشد و حالت مساوی در آن وجود ندارد. مشاوران ترامپ خیلی خوب میدانند بدون برگرداندن وضعیت تنگه هرمز به قبل از جنگ و بدون خارج كردن اورانیومهای غنی شده از ایران، قمار اربابشان در آغاز كردن جنگ علیه ایران، نتیجهای جز نابودی سیاسی خود او، قراردادن ایالات متحده در سراشیبی تند افول و برهم زدن نظم بینالمللی آمریكاساخت ندارد. از آنطرف برای كشور ما نیز با توجه به خسارتها و هزینههای بسیاری كه تاكنون متحمل شده و توحش بسیاری كه هنوز در دشمن زخمی وجود دارد، از دست دادن تنگه و اورانیومها به معنای افتادن در سراشیبی بحرانهای پی در پی و جنگهای تحمیلی آینده است. بر همین اساس، خواستههای دو طرف آمریكایی و ایرانی از این جنگ آنقدر دور از یكدیگر است كه اساسا مذاكره و رسیدن به توافق در شرایط فعلی را بیمعنی مینماید.
فهمیدن این مطلب كه دولت ترامپ تا چشیدن طمع كامل شكست، حتی نیمی از خواستههای 10 بندی ما را هم به ما نخواهد داد چندان سخت نیست و حتما مذاكرهكنندگان ما با فهم این مسئله و بر مبنای محاسبات راهبردی دیگری به آتشبس دوهفته گذشته تن دادند.
ترامپ این جنگ پر هزینه را به اسم تغییر رژیم و نابودی تهدید هستهای ایران آغاز كرده است چگونه میتواند به مردم آمریكا و مخالفانش جواب بدهد كه در عوض خرج دهها میلیارد دلار از جیب مالیاتدهندگان آمریكایی و تحمیل گرانی سوخت و غذا به آنها، تنها دستاوردش رد نیمی از خواستههای 10 بندی ایران بوده است!؟ تجربه این دو هفته نیز نشان داد كه دولت ترامپ نه تنها هیچ امتیازی را به ایران واگذار نكرد بلكه با بهرهمندی از كاهش نسبی قیمت نفت، اعمال محاصره نظامی علیه كشورمان و گسیل فوج نیروها و تجهیزات جدید به منطقه سعی كرد وضعیت راهبردی خود را در جنگ بهبود بخشد.
دو هفته آتشبس درسهای بسیاری برای ما دارد كه نباید از آن گذر كرد. تداوم بازی كردن در زمین مذاكره با آمریكاییها آن هم گاها با اظهارنظرها و توئیتهای نسنجیده و بیدقت، به معنی كمك به دشمن در هدف وی برای مدیریت بازار انرژی است. متأسفانه این دوهفته باعث امیدواری و احیای شیفتگان مذاكره در كشور شد كه مجددا صدای خود را در فضای سیاسی و رسانهای كشور بلند كردهاند. گزافه نیست اگر بگوییم چنین صداهایی با توجه به تمامی وعدهها و سرابهای دروغین سه دهه اخیر، تجارب تلخ گذشته و تحمیل دو جنگ در میانه مذاكرات، نوعی خیانت به كشور و ملت به حساب آمده و با پاسخ محكم مردم در خیابان مواجه شده است.
بیجهت نبود كه رهبر معظم انقلاب با تاكید بر حضور مردم در خیابان، آن را در نتیجه مذاكرات موثر دانستند. با وجود برخی اظهارات خائنانه در خصوص كوتاه آمدن در موضوع هستهای، حتما چنین حضوری مانع از عقبنشینی تیم مذاكرهكننده ما در برابر آمریكاییها بوده است. تاملی در اظهارات اخیر آقای نبویان، این پرسش را مطرح میكند كه چگونه ما بعد از دادن اینهمه هزینه و ریختن خونهای مقدس و فقدان رهبر شهیدمان، میتوانیم بر سر همان میز و همان معامله هستهای (یا خدای نكرده بدتر از آن) برگردیم كه آمریكاییها پیش از جنگ از ما نپذیرفتهاند؟!
در همین راستا و با توجه به عیان شدن تداوم حیلهگری طرف آمریكایی، اظهارات اخیر دو عضو كمیسیون امنیت ملی مجلس آقایان خضریان و نبویان در خصوص ممنوع شدن تداوم مذاكرات با طرف آمریكایی خبر مسرتبخشی است كه امیدواریم همه مسئولان كشور جدیت و پایبندی خود را در خصوص آن نشان دهند.